أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

379

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنْكُمْ شَيْئاً وَ ضاقَتْ عَلَيْكُمُ الْأَرْضُ بِما رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُمْ مُدْبِرِينَ » « 1 » بگشايد هر آينه دست از توسّل به اسباب ظاهر داشته با وجود هزار گونه [ 487 ] تموّل و تجمّل تقدّم صدق عرصهء توكّل را پيمايد . و از فحواى جانفزاى « وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ » « 2 » اطمينان قوى حاصل كرده نگين دل آمل را به نقوش « حسبى ربّى من كلّ مربّى » « 3 » بيارايد تا عامل كارگاه « اذا اراد اللّه شيا هيّأ اسبابه » « 4 » چهرهء مقصودش را به زينت حصول آراسته او را در تيهء حيرت به ليت و لعل نفرسايد . شمّه‌اى از اين احوال و نكته‌اى از اين اقوال وقايع حال امير نجم الدّين مسعود ثانى است كه ، چون بر كثرت لشكر خود كه بىشايبهء گزاف قريب پانزده هزار سوار صف‌شكاف و پردلان جلادت‌اتّصاف بودند ، پشت اعتضاد و استظهار قوى داشته از دستبرد حوداث روزگار غافل و ذاهل گشت . و در اواخر رجب از سال ثمان عشر و تسعمائه ( 918 ) از گذر ترمذ از آب آمويه چون نهنگ كه در پويه باشد بگذشت و عبور از اين معبر چند جهت داشت : اوّل آنكه ، حكّام ماوراء النّهر كشتىهاى معابر ديگر را به هر طرف فرستاده بودند و به دست آوردن كشتى در گذر افياج و سنگريزه و گذر گرگى متعسّر بلكه متعذّر بود . و نيز آن گذر كه ممرّ و معبر اهل حصار شادمان است هر آينه به وصول و لحوق پادشاه حميده‌اخلاق نزديكتر است و بعد از گذشتن هنوز لشكر نجميّه در نواحى ترمذ سايه‌گستر بود كه امير غياث الدّين محمّد مراجعت نموده خبر رسيدن سرادقات بابرى به مسامع امير نجم رسانيد . و امير كشورگير مسير دلپذير پادشاه بلندسرير [ 488 ] را از عنايت ملك قدير دانسته با فوجى از نزديكان آن حضرت را اقبال‌وار استقبال فرموده در موضع دربند آهنين با يكديگر هم‌نشين و مكين امكنهء تمكين گشتند . و از آنجا مراجعت فرموده به اتّفاق به اردوى كيهان‌پوى باهاى و هوى نجم بيگى آمدند و از جانبين هداياى وافر العطايا و نثار سزاوار

--> ( 1 ) . توبه ( 9 ) آيهء 25 . « و در روز حنين ، آنگاه كه انبوهى لشكرتان شما را به شگفت آورده بود ، ولى براى شما سودى نداشت و زمين با همه فراخيش بر شما تنگ شد و بازگشتيد و به دشمن پشت كرديد » . ( 2 ) . طلاق ( 65 ) آيهء 3 . « و هركه بر خدا توكل كند ، خدا او را كافى است » . ( 3 ) . ترجمه : پروردگارم مرا بيش از هر مربّى كفايت مىكند . ( 4 ) . امثال و حكم ، ج 1 ، ص 89 . « چون خداى انجام كارى خواهد افزار كار آن فراهم سازد » .